اختلال هویت جنسی یکی از موضوعات مهم در حوزه سلامت روان، هویت جنسیتی و پزشکی است که میتواند پرسشها و ابهامات زیادی برای فرد و خانواده او ایجاد کند. منظور از این اصطلاح، بهطور کلی تجربه احساس ناهمخوانی میان جنس تعیینشده هنگام تولد و هویت جنسیتی فرد است؛ با این حال، در منابع پزشکی جدید، اصطلاحات و تعاریف مرتبط با این موضوع نسبت به گذشته تغییر کردهاند و لازم است تفاوت میان «هویت جنسیتی»، «ناهمخوانی جنسیتی» و «دیسفوری جنسیتی» بهدرستی شناخته شود.
تجربه ناهمخوانی جنسیتی در افراد مختلف میتواند شکل و شدت متفاوتی داشته باشد و لزوماً به معنای وجود یک اختلال روانی نیست. برخی افراد ممکن است تنها درباره هویت جنسیتی خود دچار پرسش یا ابهام باشند، در حالی که برخی دیگر به دلیل احساس نارضایتی یا فشار روانی ناشی از این ناهمخوانی، با مشکلاتی مانند اضطراب، افسردگی یا دشواری در روابط اجتماعی و خانوادگی مواجه شوند.
تشخیص دقیق این وضعیت نیازمند ارزیابی تخصصی و توجه به شرایط فرد، سابقه زندگی، وضعیت روانی و میزان ناراحتی یا اختلال در عملکرد روزمره است. همچنین روش برخورد و حمایت از فرد باید متناسب با شرایط او و بر اساس ارزیابی تخصصی انجام شود.
در این مقاله، به بررسی جامع اختلال هویت جنسی میپردازیم و درباره تعریف و اصطلاحات مرتبط، علائم و نشانهها، عوامل مؤثر، نحوه تشخیص، تفاوت دیدگاه DSM-5 و ICD-11، روشهای درمان و حمایت و همچنین نقش خانواده صحبت خواهیم کرد.
اختلال هویت جنسی چیست؟
«اختلال هویت جنسی» اصطلاحی است که در گذشته برای توصیف شرایطی به کار میرفت که در آن فرد میان جنس تعیینشده هنگام تولد و هویت جنسیتی خود احساس ناهمخوانی میکرد. با این حال، در سالهای اخیر اصطلاحات پزشکی مرتبط با این موضوع تغییر کردهاند و امروزه در منابع تخصصی، مفاهیمی مانند ناهمخوانی جنسیتی (Gender Incongruence) و دیسفوری جنسیتی (Gender Dysphoria) کاربرد بیشتری دارند.
به همین دلیل، برای درک دقیق این موضوع ابتدا باید میان «جنس زیستی»، «جنس تعیینشده هنگام تولد»، «هویت جنسیتی» و «دیسفوری جنسیتی» تفاوت قائل شد. این مفاهیم اگرچه با یکدیگر ارتباط دارند، اما یکسان نیستند.
هویت جنسیتی چیست؟
هویت جنسیتی به احساس و تجربه درونی فرد درباره جنسیت خود گفته میشود؛ یعنی فرد خود را از نظر جنسیتی چگونه تجربه و تعریف میکند. این تجربه میتواند با جنس تعیینشده هنگام تولد فرد همخوان باشد یا با آن متفاوت باشد.
برای مثال، فردی که در هنگام تولد بر اساس ویژگیهای جسمانی در گروه جنس مؤنث قرار گرفته است، ممکن است هویت جنسیتی زنانه داشته باشد. در مقابل، ممکن است فردی هویت جنسیتی متفاوتی از جنس تعیینشده هنگام تولد خود تجربه کند.
هویت جنسیتی با گرایش جنسی تفاوت دارد. گرایش جنسی به الگوی کشش عاطفی، عاشقانه یا جنسی فرد نسبت به دیگران مربوط میشود، در حالی که هویت جنسیتی به این موضوع مربوط است که فرد خودش را از نظر جنسیتی چگونه تجربه میکند. بنابراین نمیتوان بر اساس گرایش جنسی یک فرد درباره هویت جنسیتی او نتیجهگیری کرد.

جنس زیستی و جنس تعیینشده هنگام تولد چه تفاوتی دارند؟
جنس زیستی به مجموعهای از ویژگیهای جسمانی، کروموزومی، هورمونی و تولیدمثلی اشاره دارد. در زمان تولد، معمولاً بر اساس ویژگیهای ظاهری دستگاه تناسلی، جنس نوزاد ثبت میشود و از آن به عنوان جنس تعیینشده هنگام تولد یاد میشود.
در مقابل، هویت جنسیتی تجربه درونی فرد از جنسیت خود است. در بسیاری از افراد، جنس تعیینشده هنگام تولد و هویت جنسیتی با یکدیگر هماهنگ هستند؛ اما در برخی افراد ممکن است چنین هماهنگیای وجود نداشته باشد.
شناخت این تفاوت برای جلوگیری از استفاده نادرست از اصطلاح «اختلال هویت جنسی» اهمیت دارد.
ناهمخوانی جنسیتی چیست؟
ناهمخوانی جنسیتی (Gender Incongruence) به وضعیتی گفته میشود که میان جنس تعیینشده هنگام تولد و تجربه یا هویت جنسیتی فرد، تفاوت قابل توجهی وجود داشته باشد.
این تجربه میتواند در افراد مختلف به شکلهای متفاوتی ظاهر شود. برای برخی افراد ممکن است این احساس از دوران کودکی وجود داشته باشد و برای برخی دیگر در دوران نوجوانی یا بزرگسالی بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
وجود ناهمخوانی جنسیتی بهتنهایی به معنای ابتلا به یک بیماری روانی نیست. در واقع، یکی از تغییرات مهم در طبقهبندیهای جدید پزشکی همین تفکیک میان هویت جنسیتی و اختلالات روانی است.
دیسفوری جنسیتی چیست؟
اصطلاح دیسفوری جنسیتی (Gender Dysphoria) بیشتر بر ناراحتی یا فشار روانی قابل توجهی تمرکز دارد که ممکن است در ارتباط با ناهمخوانی میان هویت جنسیتی و جنس تعیینشده هنگام تولد ایجاد شود.
بنابراین، صرف متفاوت بودن هویت جنسیتی فرد با جنس تعیینشده هنگام تولد، بهتنهایی به معنای وجود دیسفوری جنسیتی نیست. در DSM-5، وجود ناراحتی یا اختلال قابل توجه در عملکرد فرد یکی از بخشهای مهم مفهوم دیسفوری جنسیتی محسوب میشود.
این تمایز از نظر بالینی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا هدف ارزیابی تخصصی صرفاً تعیین هویت جنسیتی فرد نیست، بلکه بررسی تجربه فرد، میزان ناراحتی، عملکرد روزمره و مشکلات احتمالی همراه نیز اهمیت دارد.
آیا اختلال هویت جنسی یک بیماری روانی است؟
پاسخ به این سؤال به اصطلاح و نظام تشخیصی مورد استفاده بستگی دارد. در گذشته، برخی وضعیتهای مرتبط با هویت جنسیتی در طبقهبندیهای روانپزشکی تحت عنوان اختلالات هویت جنسی قرار میگرفتند. اما طبقهبندیهای پزشکی جدید تغییر کردهاند.
در ICD-11 سازمان جهانی بهداشت، «ناهمخوانی جنسیتی» از فصل مربوط به اختلالات روانی و رفتاری خارج شده و در بخش دیگری از طبقهبندی قرار گرفته است. این تغییر به معنای آن است که تفاوت در هویت جنسیتی به خودی خود به عنوان یک اختلال روانی طبقهبندی نمیشود.
در DSM-5 نیز تمرکز بر «دیسفوری جنسیتی» است؛ یعنی زمانی که ناهمخوانی جنسیتی با ناراحتی قابل توجه یا اختلال در عملکرد همراه باشد.
بنابراین، استفاده از عبارت «اختلال هویت جنسی» بدون توضیح اصطلاحات جدید میتواند از نظر علمی گمراهکننده باشد. در یک مقاله پزشکی بهتر است اصطلاح رایج در جستوجوهای کاربران در کنار اصطلاحات علمی جدید توضیح داده شود.
تفاوت اختلال هویت جنسی، ناهمخوانی جنسیتی و دیسفوری جنسیتی
این سه اصطلاح را نباید کاملاً مترادف در نظر گرفت:
- اختلال هویت جنسی: اصطلاحی قدیمیتر است که در طبقهبندیهای گذشته برای برخی شرایط مرتبط با هویت جنسیتی استفاده میشد.
- ناهمخوانی جنسیتی: به تفاوت میان جنس تعیینشده هنگام تولد و تجربه یا هویت جنسیتی فرد اشاره دارد.
- دیسفوری جنسیتی: بر ناراحتی یا اختلال قابل توجهی تمرکز دارد که ممکن است در ارتباط با این ناهمخوانی ایجاد شود.
به همین دلیل، ممکن است فردی تجربه ناهمخوانی جنسیتی داشته باشد اما الزاماً دچار دیسفوری جنسیتی یا یک اختلال روانی نباشد.
آیا هویت جنسیتی با رفتارهای جنسیتی متفاوت است؟
خیر. علاقه یک کودک به اسباببازی، لباس، فعالیت یا رفتارهایی که معمولاً به جنس دیگر نسبت داده میشوند، بهتنهایی نشاندهنده تفاوت در هویت جنسیتی او نیست.
کودکان ممکن است در دورههای مختلف رشد، علایق و رفتارهای متنوعی داشته باشند و این رفتارها الزاماً نشاندهنده هویت جنسیتی آینده آنها نیستند. به همین دلیل، ارزیابی هویت جنسیتی در کودکان باید با توجه به روند رشد، تجربه خود کودک و شرایط فردی او انجام شود و نباید صرفاً بر اساس یک رفتار یا علاقه خاص صورت گیرد.
تفاوت اختلال هویت جنسی با تراجنسیتی بودن چیست؟
«اختلال هویت جنسی» و «تراجنسیتی بودن» دو اصطلاح متفاوت هستند که گاهی در گفتگوهای عمومی به جای یکدیگر استفاده میشوند. با این حال، از نظر پزشکی و روانپزشکی باید میان این مفاهیم تفاوت قائل شد.
اصطلاح «اختلال هویت جنسی» بیشتر در طبقهبندیهای قدیمی پزشکی استفاده میشد و به شرایطی اشاره داشت که در آن فرد احساس میکرد هویت جنسی او با جنس تعیینشده هنگام تولد هماهنگ نیست. در طبقهبندیهای جدید، اصطلاحات دقیقتری برای توصیف این وضعیت به کار میرود و نوع ناراحتی و تأثیر آن بر زندگی فرد نیز در ارزیابی اهمیت دارد.

تراجنسیتی بودن به چه معناست؟
تراجنسیتی یا Transgender اصطلاحی است که برای افرادی به کار میرود که هویت جنسیتی آنها با جنس تعیینشده هنگام تولد متفاوت است.
برای مثال، ممکن است فردی که هنگام تولد بر اساس ویژگیهای جسمانی، جنس مرد برای او تعیین شده است، در طول زندگی خود هویت جنسیتی زنانه داشته باشد. حالت معکوس نیز ممکن است اتفاق بیفتد.
تراجنسیتی بودن یک اصطلاح توصیفی است و به تنهایی مشخص نمیکند که فرد دچار چه میزان ناراحتی روانی است، چه علائمی دارد یا چه نوع مداخلهای برای او مناسب است.
آیا تراجنسیتی بودن همان اختلال هویت جنسی است؟
خیر. این دو اصطلاح را نباید کاملاً معادل یکدیگر دانست.
«تراجنسیتی» بیشتر به وضعیت یا هویت فرد اشاره دارد، در حالی که اصطلاحات تشخیصی مانند دیسفوری جنسیتی (Gender Dysphoria) بر وجود ناراحتی روانی قابل توجه یا اختلال در عملکرد فرد در ارتباط با ناهمخوانی جنسیتی تمرکز دارند.
بنابراین، در ارزیابی یک فرد نمیتوان صرفاً بر اساس اینکه او خود را تراجنسیتی میداند، وجود یک اختلال روانپزشکی را نتیجه گرفت. برای تشخیص، شرایط فرد باید به صورت کامل بررسی شود.
آیا همه افراد تراجنسیتی دچار مشکلات روانی هستند؟
خیر. تراجنسیتی بودن به تنهایی برای تشخیص یک اختلال روانی کافی نیست.
با این حال، برخی افراد ممکن است در کنار مسائل مربوط به هویت جنسیتی، مشکلاتی مانند اضطراب، افسردگی، اختلالات خواب، مشکلات خانوادگی یا فشارهای اجتماعی را نیز تجربه کنند. این مشکلات باید به صورت جداگانه مورد ارزیابی قرار گیرند.
از طرف دیگر، وجود اضطراب یا افسردگی نیز به خودی خود نشان نمیدهد که علت آن حتماً مسائل مربوط به هویت جنسیتی بوده است. برای مشخص شدن علت و ارتباط میان مشکلات مختلف، ارزیابی تخصصی ضروری است.
تفاوت هویت جنسیتی با گرایش جنسی
یکی دیگر از اشتباهات رایج، یکی دانستن هویت جنسیتی با گرایش جنسی است.
هویت جنسیتی به احساس و برداشت فرد درباره جنسیت خودش مربوط میشود، در حالی که گرایش جنسی به الگوی کشش عاطفی یا جنسی فرد نسبت به دیگران مربوط است.
این دو موضوع از نظر پزشکی مفاهیم جداگانهای هستند و نمیتوان صرفاً بر اساس گرایش جنسی یک فرد درباره هویت جنسیتی او قضاوت کرد.
آیا همه افراد تراجنسیتی تحت درمان قرار میگیرند؟
خیر. نوع مراجعه و درمان به شرایط فرد بستگی دارد.
برخی افراد ممکن است برای بررسی وضعیت روانی و دریافت مشاوره مراجعه کنند. در برخی موارد نیز فرد ممکن است درباره درمانهای هورمونی یا مداخلات جراحی سؤال داشته باشد که چنین تصمیمهایی نیازمند ارزیابی پزشکی و بررسی شرایط جسمی و روانی فرد است.
در صورتی که فرد دچار ناراحتی شدید، اضطراب، افسردگی، مشکلات خانوادگی یا اختلال قابل توجه در زندگی روزمره باشد، درمان این مشکلات نیز بخشی از روند مراقبت خواهد بود.
بنابراین، نمیتوان برای همه افراد با تجربههای مشابه، یک روش درمانی واحد در نظر گرفت.
علائم و نشانههای اختلال هویت جنسی
علائم و نشانههای مرتبط با اختلال هویت جنسی میتوانند در افراد مختلف متفاوت باشند و شدت یکسانی نداشته باشند.
در ارزیابی پزشکی، علاوه بر تجربه فرد درباره هویت جنسیتی خود، میزان ناراحتی، تداوم علائم و تأثیر آنها بر زندگی روزمره، روابط خانوادگی و عملکرد اجتماعی نیز مورد توجه قرار میگیرد.
مهمترین علائم و نشانهها
برخی از نشانههایی که ممکن است در افراد دارای ناهمخوانی جنسیتی یا دیسفوری جنسیتی مشاهده شوند عبارتاند از:
۱. احساس مداوم ناهمخوانی با جنس تعیینشده هنگام تولد
فرد ممکن است احساس کند جنسیتی که هنگام تولد برای او تعیین شده با تجربه درونی او مطابقت ندارد. این احساس ممکن است برای مدت طولانی ادامه داشته باشد و صرفاً یک فکر یا احساس گذرا نباشد.
۲. تمایل شدید به داشتن ویژگیهای جسمانی جنس دیگر
برخی افراد ممکن است تمایل قابل توجهی به داشتن ویژگیهای جسمانی مرتبط با جنس دیگر داشته باشند. این احساس میتواند در مورد ویژگیهایی مانند اندام تناسلی، شکل بدن، رشد موهای بدن، صدا یا سایر خصوصیات جنسی ثانویه وجود داشته باشد.

۳. ناراحتی از ویژگیهای جنسی بدن
فرد ممکن است از برخی ویژگیهای جسمانی مرتبط با جنس تعیینشده هنگام تولد ناراحتی قابل توجهی داشته باشد. برای مثال، ممکن است وجود برخی ویژگیهای بدنی باعث اضطراب، ناراحتی یا احساس نارضایتی شدید شود.
البته نارضایتی از ظاهر بدن به تنهایی به معنای وجود دیسفوری جنسیتی نیست و باید در کنار سایر علائم بررسی شود.
۴. تمایل به زندگی یا برخورد اجتماعی به عنوان جنس دیگر
ممکن است فرد تمایل داشته باشد در محیط خانوادگی، اجتماعی یا شغلی با جنسیتی متفاوت از جنس تعیینشده هنگام تولد شناخته شود و دیگران نیز او را بر اساس همان جنسیت مورد خطاب قرار دهند.
شدت این تمایل و میزان تأثیر آن بر زندگی فرد میتواند متفاوت باشد.
۵. تمایل به تغییر ویژگیهای جنسی
برخی افراد ممکن است تمایل داشته باشند ویژگیهای جسمانی خود را به ویژگیهایی نزدیکتر به جنسیتی که با آن احساس هماهنگی بیشتری دارند تغییر دهند.
این تمایل ممکن است شامل تغییرات ظاهری باشد و در برخی افراد به فکر کردن درباره درمانهای هورمونی یا جراحیهای مرتبط با جنسیت نیز منجر شود. تصمیمگیری درباره چنین مداخلاتی موضوعی پزشکی است و نیازمند ارزیابی تخصصی است.
۶. ناراحتی یا اضطراب قابل توجه
یکی از مهمترین نکات در ارزیابی بالینی، وجود ناراحتی قابل توجه است. فرد ممکن است به دلیل احساس ناهمخوانی جنسیتی دچار اضطراب، ناراحتی، کاهش اعتمادبهنفس یا دشواری در عملکرد روزمره شود.
این ناراحتی ممکن است در بعضی افراد شدید و مداوم باشد و در برخی دیگر شدت کمتری داشته باشد.
۷. اختلال در عملکرد روزمره
در برخی افراد، این وضعیت میتواند بر بخشهایی از زندگی مانند روابط خانوادگی، تحصیل، کار، روابط اجتماعی یا فعالیتهای روزمره تأثیر بگذارد.
برای مثال، فرد ممکن است به دلیل ناراحتی از ظاهر بدن یا نگرانی درباره نحوه برخورد دیگران، از برخی موقعیتهای اجتماعی اجتناب کند یا دچار مشکلات قابل توجهی در روابط خود شود.
علائم اختلال هویت جنسی در کودکان
در کودکان باید با احتیاط بیشتری درباره علائم صحبت کرد. علاقه به لباس، اسباببازی، بازی یا فعالیتهایی که معمولاً متعلق به جنس دیگر تلقی میشوند، به تنهایی نشانه اختلال هویت جنسی نیست.
کودکان ممکن است در مراحل مختلف رشد علایق متفاوتی داشته باشند و این رفتارها لزوماً نشاندهنده هویت جنسیتی آنها در آینده نیست.
در مواردی که کودک به صورت مداوم و پایدار درباره جنسیت خود احساس متفاوتی دارد، از جنسیت تعیینشده هنگام تولد ناراحت است یا این موضوع باعث اضطراب و اختلال قابل توجه در زندگی او شده است، ارزیابی توسط متخصص سلامت روان کودک و نوجوان میتواند کمککننده باشد.
علائم در نوجوانان
دوران بلوغ ممکن است برای برخی نوجوانانی که نسبت به جنسیت خود احساس ناهمخوانی دارند، دوره دشوارتری باشد؛ زیرا در این دوره تغییرات جسمانی و ویژگیهای جنسی ثانویه با سرعت بیشتری ظاهر میشوند.
ممکن است نوجوان نسبت به تغییراتی مانند رشد سینه، تغییر صدا، رویش موهای صورت یا بدن و سایر تغییرات جسمانی مرتبط با بلوغ احساس ناراحتی داشته باشد.
با این حال، تشخیص نباید صرفاً بر اساس نارضایتی از ظاهر بدن یا تغییرات دوران بلوغ انجام شود و ارزیابی دقیق شرایط فرد اهمیت دارد.
علائم در بزرگسالان
در بزرگسالان نیز ممکن است فرد برای مدت طولانی احساس کند جنسیت تجربهشده توسط او با جنس تعیینشده هنگام تولد هماهنگ نیست. برخی افراد ممکن است از ظاهر یا ویژگیهای جنسی بدن خود ناراضی باشند یا تمایل داشته باشند در محیط اجتماعی با جنسیت دیگری شناخته شوند.
در بعضی افراد، این احساس ممکن است از دوران کودکی یا نوجوانی وجود داشته باشد و در برخی دیگر، فرد ممکن است در دورهای از زندگی بزرگسالی توجه بیشتری به آن پیدا کند.
آیا هر یک از این علائم به معنای اختلال هویت جنسی است؟
خیر. وجود یک یا حتی چند مورد از این نشانهها به تنهایی برای تشخیص کافی نیست.
برای تشخیص، متخصص باید مجموعه علائم، مدت و شدت آنها، میزان ناراحتی فرد و تأثیر وضعیت بر عملکرد زندگی او را بررسی کند. همچنین لازم است سایر عوامل روانشناختی و شرایط همراه نیز مورد توجه قرار گیرند.
به عنوان مثال، نارضایتی از ظاهر بدن یا تمایل به پوشیدن لباسهای جنس دیگر.

علل و عوامل مؤثر بر اختلال هویت جنسی
علت دقیق شکلگیری ناهمخوانی جنسیتی و تجربهای که در گذشته با عنوان «اختلال هویت جنسی» شناخته میشد، هنوز به طور کامل مشخص نشده است. شواهد موجود نشان میدهد که نمیتوان این وضعیت را به یک عامل واحد مانند تربیت خانوادگی، تجربههای دوران کودکی یا عوامل اجتماعی نسبت داد.
پژوهشهای علمی احتمال میدهند که مجموعهای از عوامل زیستی، ژنتیکی، هورمونی و مرتبط با رشد مغز و روان در شکلگیری هویت جنسیتی نقش داشته باشند. با این حال، سهم دقیق هر یک از این عوامل و نحوه تعامل آنها با یکدیگر همچنان در حال بررسی است.
عوامل ژنتیکی
برخی مطالعات احتمال وجود مؤلفههای ژنتیکی در شکلگیری هویت جنسیتی را مطرح کردهاند. بررسی دوقلوها و خانوادهها نیز نشان داده است که عوامل ژنتیکی ممکن است در این زمینه نقش داشته باشند.
با این حال، تاکنون ژن مشخصی که بتواند به تنهایی تعیینکننده هویت جنسیتی باشد شناسایی نشده است. بنابراین نمیتوان بر اساس آزمایش ژنتیکی مشخص کرد که یک فرد در آینده چه هویت جنسیتی خواهد داشت.
به نظر میرسد اگر عوامل ژنتیکی نقشی داشته باشند، این نقش پیچیده و وابسته به تعامل چندین عامل مختلف باشد.
عوامل هورمونی و دوران رشد جنینی
یکی دیگر از حوزههای مورد مطالعه، تأثیر هورمونهای جنسی در دوران رشد جنین و شکلگیری مغز است.
هورمونهایی مانند تستوسترون و استروژن در رشد جنسی و جسمانی جنین نقش مهمی دارند و پژوهشگران بررسی کردهاند که آیا تفاوت در میزان یا اثرگذاری این هورمونها در دورههای خاص رشد میتواند با شکلگیری هویت جنسیتی ارتباط داشته باشد یا خیر.
برخی یافتهها از وجود ارتباط احتمالی میان عوامل هورمونی دوران جنینی و هویت جنسیتی حمایت میکنند، اما شواهد موجود هنوز به اندازهای نیست که بتوان یک رابطه علت و معلولی قطعی تعریف کرد.
عوامل مرتبط با رشد مغز
رشد و سازمانیافتگی مغز در دوران جنینی، کودکی و نوجوانی تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد. به همین دلیل، تفاوتهای احتمالی در برخی ساختارها یا عملکردهای مغزی نیز در مطالعات مربوط به هویت جنسیتی مورد بررسی قرار گرفته است.
برخی تحقیقات تفاوتهایی را در بعضی شاخصهای ساختاری یا عملکردی مغز میان گروههای مختلف گزارش کردهاند؛ با این حال، این یافتهها به معنی وجود یک «الگوی مغزی مشخص» برای تراجنسیتی بودن نیستند و هنوز نمیتوان از تصویربرداری مغزی برای تشخیص هویت جنسیتی یک فرد استفاده کرد.
نقش عوامل روانشناختی
عوامل روانشناختی میتوانند بر نحوه تجربه و بیان هویت جنسیتی فرد و همچنین میزان ناراحتی او تأثیر بگذارند. با این حال، شواهد علمی از این دیدگاه که یک مشکل روانشناختی ساده و مشخص، مانند اضطراب یا افسردگی، علت مستقیم شکلگیری هویت جنسیتی متفاوت باشد، حمایت نمیکنند.
در برخی افراد، مشکلات روانشناختی ممکن است در نتیجه ناراحتی مرتبط با هویت جنسیتی یا مشکلات اجتماعی و خانوادگی ایجاد یا تشدید شوند. بنابراین باید میان عامل زمینهای، پیامد روانی و مشکل همراه تفاوت قائل شد.
نقش خانواده و تربیت
تربیت خانوادگی و محیط رشد از عوامل مهم در شکلگیری شخصیت و رفتار انسان هستند، اما شواهد علمی نشان نمیدهد که نوع تربیت والدین به تنهایی بتواند هویت جنسیتی فرد را ایجاد یا تعیین کند.
نوع رابطه کودک با والدین، میزان حمایت خانوادگی و نحوه برخورد خانواده با مسائل مربوط به جنسیت میتواند بر سلامت روان، میزان اضطراب و نحوه سازگاری فرد تأثیر بگذارد.
برای مثال، تعارض شدید خانوادگی یا طرد شدن ممکن است فشار روانی فرد را افزایش دهد، اما نباید این موضوع را با علت ایجاد هویت جنسیتی یکی دانست.
آیا تجربههای دوران کودکی باعث ایجاد این وضعیت میشوند؟
برخی افراد ممکن است از دوران کودکی احساس ناهمخوانی با جنسیت خود داشته باشند، در حالی که برخی دیگر این موضوع را در نوجوانی یا بزرگسالی بیشتر تجربه یا بیان میکنند.
تجربههای دوران کودکی میتوانند بر رشد شخصیت و سلامت روان تأثیر بگذارند، اما نمیتوان بر اساس یک تجربه خاص در دوران کودکی، علت شکلگیری هویت جنسیتی فرد را تعیین کرد.
همچنین عواملی مانند طلاق والدین، سبک تربیتی، داشتن خواهر یا برادر، نوع بازیها یا علاقه به فعالیتهای خاص، به تنهایی دلیل قابل اثباتی برای شکلگیری هویت جنسیتی متفاوت محسوب نمیشوند.
نقش محیط اجتماعی و فرهنگی
محیط اجتماعی و فرهنگی میتواند بر نحوه بیان هویت جنسیتی، میزان پذیرش اجتماعی و میزان فشار روانی فرد تأثیر داشته باشد.
نگرش خانواده، دوستان و جامعه ممکن است باعث شود فرد احساسات خود را راحتتر یا دشوارتر بیان کند. همچنین ترس از قضاوت، طرد شدن یا درگیری خانوادگی میتواند اضطراب و فشار روانی را افزایش دهد.
با این حال، باید میان تأثیر محیط بر نحوه بیان و تجربه فرد و ایجاد هویت جنسیتی تفاوت قائل شد. شواهد موجود اجازه نمیدهد عوامل فرهنگی یا اجتماعی را به عنوان علت واحد و قطعی ناهمخوانی جنسیتی معرفی کنیم.
آیا اختلال هویت جنسی ارثی است؟
نمیتوان گفت این وضعیت به صورت مستقیم و ساده از والدین به فرزند منتقل میشود. وجود برخی شواهد درباره نقش عوامل ژنتیکی به این معنا نیست که یک الگوی ارثی مشخص برای آن وجود دارد.
به احتمال زیاد، در صورت وجود مؤلفه ژنتیکی، چندین عامل ژنتیکی در کنار عوامل زیستی و رشدی در شکلگیری ویژگیهای مرتبط با هویت جنسیتی نقش دارند.

آیا هویت جنسیتی قابل تغییر است؟
اختلال هویت جنسی موضوعی پیچیده است و نمیتوان با یک روش ساده یا یک عامل مشخص آن را تغییر داد. تلاش برای تغییر اجباری هویت جنسیتی فرد نیز موضوعی متفاوت از رواندرمانی حمایتی و ارزیابی بالینی است.
در محیط درمانی، هدف اصلی ارزیابی، شناخت دقیق وضعیت فرد، بررسی میزان ناراحتی و مشکلات همراه و کمک به بهبود سلامت روان و عملکرد روزمره است.
روشهای درمان و حمایت در اختلال هویت جنسی
روش برخورد با افرادی که با ناهمخوانی جنسیتی یا دیسفوری جنسیتی مواجه هستند، به شرایط هر فرد بستگی دارد و نمیتوان یک روش درمانی یکسان را برای همه افراد در نظر گرفت. هدف ارزیابی و درمان، بررسی دقیق وضعیت فرد، شناسایی میزان ناراحتی یا اختلال در عملکرد، رسیدگی به مشکلات روانشناختی همراه و در صورت نیاز بررسی گزینههای پزشکی مرتبط است.
درمان باید پس از ارزیابی دقیق توسط متخصصان مربوطه انجام شود و تصمیمگیری درباره هر نوع مداخله پزشکی، بهخصوص درمانهای هورمونی یا جراحی، نیازمند بررسی شرایط جسمی و روانی فرد است.
رواندرمانی و مشاوره
رواندرمانی میتواند یکی از بخشهای مهم مراقبت از افرادی باشد که به دلیل مسائل مرتبط با هویت جنسیتی دچار ناراحتی یا مشکلات روانی شدهاند.
در جلسات رواندرمانی، فرد میتواند درباره احساسات، نگرانیها، تعارضات خانوادگی، مشکلات روابط اجتماعی، اضطراب، افسردگی و دشواریهایی که در زندگی روزمره تجربه میکند صحبت کند.
هدف رواندرمانی لزوماً تغییر هویت جنسیتی فرد نیست؛ بلکه میتواند به شناخت بهتر وضعیت، مدیریت ناراحتی روانی، بهبود سازگاری و درمان مشکلات روانپزشکی همراه کمک کند.
درمان مشکلات روانی همراه
در برخی افراد، مشکلاتی مانند افسردگی، اضطراب، اختلال خواب، انزوای اجتماعی یا مشکلات مربوط به اعتمادبهنفس ممکن است همزمان وجود داشته باشند.
در چنین شرایطی، درمان این مشکلات اهمیت زیادی دارد. بسته به نوع و شدت علائم، ممکن است رواندرمانی، دارودرمانی یا ترکیبی از این روشها مورد استفاده قرار گیرد.
نکته مهم این است که وجود یک مشکل روانی همراه نباید به طور خودکار به عنوان علت ناهمخوانی جنسیتی در نظر گرفته شود. هر مشکل باید به صورت جداگانه ارزیابی شود.
حمایت خانوادگی و روانی
حمایت خانواده میتواند نقش مهمی در سلامت روان و سازگاری فرد داشته باشد. برخوردهای شدید، تحقیر، تهدید یا طرد خانوادگی ممکن است فشار روانی فرد را افزایش دهد و مشکلات موجود را تشدید کند.
در مقابل، گفتوگوی آرام، پرهیز از برخوردهای تحقیرآمیز و کمک گرفتن از متخصص میتواند به خانواده کمک کند تا شرایط را بهتر درک کرده و تصمیمهای منطقیتری بگیرند.
در مواردی که میان فرد و خانواده تعارض شدید وجود دارد، جلسات مشاوره خانوادگی نیز ممکن است مفید باشد.
ارزیابی پزشکی و درمان هورمونی
برخی افراد ممکن است درباره استفاده از هورمونهای جنسی برای ایجاد تغییرات جسمانی متناسب با جنسیت مورد نظر خود سؤال داشته باشند.
درمان هورمونی میتواند تغییرات جسمانی قابل توجهی ایجاد کند و به همین دلیل نباید بدون ارزیابی پزشکی و مصرف خودسرانه دارو انجام شود. پزشک باید وضعیت عمومی سلامت، سابقه پزشکی، داروهای مصرفی و خطرات احتمالی درمان را بررسی کند.
نوع دارو، مقدار مصرف، نحوه شروع درمان و پایش عوارض باید توسط پزشک تعیین شود.
مداخلات جراحی
در برخی افراد، پس از ارزیابیهای لازم، ممکن است موضوع جراحیهای مرتبط با تغییر ویژگیهای جنسی مطرح شود. این جراحیها انواع مختلفی دارند و میتوانند شامل مداخلاتی برای تغییر ویژگیهای ظاهری یا اندامهای جنسی باشند.
جراحی تصمیمی مهم و برگشتپذیری آن بسته به نوع عمل متفاوت است. بنابراین پیش از انجام آن، بررسی دقیق شرایط جسمی و روانی، آگاهی از عوارض احتمالی و گفتوگو با تیم درمانی ضروری است.
روشهای جراحی تغییر جنسیت و تطبیق ویژگیهای جسمانی
جراحیهای مرتبط با تغییر جنسیت یا تطبیق ویژگیهای جسمانی، مجموعهای از اعمال جراحی هستند که با هدف تغییر برخی ویژگیهای بدنی مرتبط با جنس انجام میشوند. این مداخلات ممکن است برای تغییر اندامهای تناسلی، ویژگیهای جنسی ثانویه یا برخی ویژگیهای ظاهری انجام شوند.
«تغییر جنسیت» یک عمل جراحی واحد نیست و بسته به شرایط فرد، جنس تعیینشده هنگام تولد، وضعیت جسمی، اهداف درمانی و تصمیم فرد، ممکن است شامل یک یا چند نوع مداخله باشد. همچنین همه افرادی که با ناهمخوانی جنسیتی مواجه هستند، لزوماً به جراحی نیاز ندارند.
جراحیهای مورد استفاده برای تطبیق بدن با جنسیت زنانه
در افراد دارای اختلال هویت جنسی که هنگام تولد جنس مرد برای آنها تعیین شده و قصد دارند ویژگیهای جسمانی زنانهتری داشته باشند، بسته به شرایط ممکن است برخی از جراحیهای زیر مطرح شوند.
۱. واژینوپلاستی
واژینوپلاستی یکی از مهمترین جراحیهای تناسلی است که با هدف ایجاد کانال واژن و ساختار خارجی دستگاه تناسلی زنانه انجام میشود.
یکی از روشهای شناختهشده، استفاده از پوست آلت تناسلی برای ایجاد پوشش کانال واژن است که به آن Penile Inversion Vaginoplasty گفته میشود. در برخی تکنیکها نیز از بافتهای دیگر بدن استفاده میشود.
این جراحی معمولاً پیچیده است و میتواند به مراقبتهای پس از عمل و پیگیری طولانیمدت نیاز داشته باشد.
۲. وولواپلاستی
در این روش ساختارهای خارجی دستگاه تناسلی زنانه مانند لابیا و کلیتوریس ایجاد یا بازسازی میشوند. وولواپلاستی میتواند به عنوان بخشی از جراحی تناسلی همراه با واژینوپلاستی انجام شود یا در برخی شرایط بدون ایجاد کانال واژن انجام گیرد.
۳. ارکیکتومی
ارکیکتومی به برداشتن بیضهها گفته میشود. این عمل میتواند به تنهایی یا به عنوان بخشی از یک برنامه جراحی گستردهتر انجام شود.
برداشتن بیضهها باعث کاهش قابل توجه تولید تستوسترون میشود و به همین دلیل میتواند بر نیاز فرد به درمان هورمونی نیز تأثیر بگذارد. تصمیمگیری درباره آن باید با توجه به شرایط پزشکی فرد انجام شود.
۴. فیشیال فمینیزیشن یا جراحی زنانهسازی صورت
برخی افراد برای تغییر برخی ویژگیهای استخوانی یا بافت نرم صورت به جراحیهای زنانهسازی صورت روی میآورند.
این جراحیها ممکن است شامل اصلاح پیشانی و استخوان ابرو، تغییر شکل بینی، فک یا چانه و در برخی موارد کاهش برجستگی حنجره باشند.
این اعمال لزوماً بخشی از جراحی تناسلی نیستند و میتوانند به صورت مستقل انجام شوند.
۵. جراحی کاهش برجستگی حنجره
در برخی افراد، برجستگی غضروف تیروئید در گردن یا همان «سیب آدم» با جراحی کاهش داده میشود. هدف این عمل تغییر ظاهر گردن است.
این جراحی با جراحی تغییر صدا تفاوت دارد و به تنهایی معمولاً باعث تغییر قابل توجه در زیر و بمی صدا نمیشود.
۶. جراحیهای مرتبط با پستان
در برخی موارد ممکن است جراحی افزایش حجم یا اصلاح فرم پستان نیز انجام شود. این مداخله میتواند شامل استفاده از پروتز یا روشهای دیگری باشد.
در افرادی که تحت درمان هورمونی قرار گرفتهاند، میزان رشد بافت پستان متفاوت است و نیاز به جراحی باید به صورت فردی بررسی شود.

جراحیهای مورد استفاده برای تطبیق بدن با جنسیت مردانه
در افرادی که هنگام تولد جنس زن برای آنها تعیین شده و قصد دارند برخی ویژگیهای جسمانی مردانهتری داشته باشند، بسته به شرایط ممکن است جراحیهای متفاوتی انجام شود.
۱. ماستکتومی یا جراحی قفسه سینه
یکی از رایجترین جراحیها، برداشتن بافت پستان و ایجاد فرم مردانهتر در قفسه سینه است.
در این جراحی علاوه بر برداشتن بافت پستان، ممکن است پوست اضافی نیز برداشته شود و موقعیت یا اندازه نوک پستان و هاله اطراف آن اصلاح شود.
تکنیک مناسب به اندازه پستان، میزان پوست اضافی و شرایط بدنی فرد بستگی دارد.
۲. هیسترکتومی
هیسترکتومی به برداشتن رحم گفته میشود. در برخی افراد ممکن است همراه با برداشتن تخمدانها نیز انجام شود که به آن اووفورکتومی گفته میشود.
برداشتن تخمدانها باعث توقف تولید طبیعی هورمونهای تخمدانی میشود و در نتیجه میتواند پیامدهای هورمونی مهمی داشته باشد. بنابراین تصمیم درباره این جراحی نیازمند بررسی دقیق شرایط فرد است.
۳. متویدیوپلاستی
در متویدیوپلاستی از افزایش اندازه کلیتوریس که معمولاً در اثر درمان با تستوسترون ایجاد میشود، برای ایجاد ساختاری شبیه آلت تناسلی استفاده میشود.
در برخی تکنیکها میتوان مجرای ادرار را نیز تا این ساختار امتداد داد تا امکان ادرار کردن از حالت ایستاده فراهم شود.
اندازه حاصل معمولاً محدود است و توانایی ایجاد نعوظ یا سایر عملکردها به شرایط فرد و نوع جراحی بستگی دارد.
۴. فالوپلاستی
فالوپلاستی یکی از پیچیدهترین جراحیهای تناسلی است که در آن با استفاده از بافت قسمت دیگری از بدن، ساختاری شبیه آلت تناسلی ایجاد میشود.
بسته به تکنیک جراحی، ممکن است از پوست و بافت ساعد، ران یا سایر قسمتهای بدن استفاده شود.
فالوپلاستی میتواند شامل چند مرحله جراحی باشد و در صورت نیاز، اقدامات تکمیلی برای ایجاد یا بازسازی مجرای ادرار، کیسه بیضه و سایر ساختارها انجام شود.
به دلیل پیچیدگی این عمل، احتمال نیاز به جراحیهای تکمیلی و وجود عوارضی مانند مشکلات مربوط به مجرای ادرار باید پیش از عمل برای بیمار توضیح داده شود.
۵. اسکروتوپلاستی
در اسکروتوپلاستی، ساختاری شبیه کیسه بیضه ایجاد میشود. این عمل ممکن است همراه با متویدیوپلاستی

